بسياري از ما وقتي به اوضاع واحوال کنوني مسلمانان نگاه مي کنيم، بخاطر اوضاع اسفباري که مسلمانان در گوشه وکنار جهان از آن رنج مي برند، دچار يأس و نا اميدي مي شويم، ودر نهايت نتيجه گيري مي کنيم که مسلمانان در سراشيبي سقوط قرار گرفته، وسير قهقرايي را طي مي کنند، وتا روز قيامت به همين منوال خواهند ماند.اين همان چيزي است که گهگاهي عملا از گوشه وکنار مي شنويم، چه از طرف افراد دينداري که دلشان به حال اسلام ومسلمانان مي سوزد، واز راه دلسوزي چنين مي گويند، وچه از طرف کساني که شيفته زرق وبرق تمدن غرب هستند، و رهايي ما مسلمانان از اين اوضاع اسف بار را، در دنباله روي بي چون چرا وکورکورانه از تمدن غرب مي دانند.شايد علت چنين پنداري اين باشد که وقتي آن ها به اوضاع واحوال مسلمانان نگاه مي کنند، وپديده هايي همچون فقر، بيسوادي، عقب ماندگي، عدم پايبندي بخش بزرگي از مسلمانان به اسلام، وعدم برخورداري از حکومت اسلامي مرکزي ومستقل در تصميم گيري وغيره را مشاهده مي کنند، دچار چنين ذهنيت منفي از اسلام وکل امت اسلامي مي گردند.اتفاقاً اگر با نگاهي سطحي وايده آل گرا به امت اسلامي نگاه کنيم، شايد حق با اينگونه افراد باشد. ولي اگر قدري دقيق تر نگاه کنيم، واوضاع امت اسلامي را در طول تاريخ کنکاش نماييم، وشرايطي که در طول تاريح بر اين امت گذشته است، مد نظر قرار دهيم، به نادرستي اين نگرش وهمچنين به خطر شيوع آن در بين مسلمانان پي خواهيم برد.
برخي از عوامل ضعف وعقب ماندگي مسلمانان:
1-فقدان محوريت ومرکزيت
۲- غياب دو عامل جهاد واجتهاد
۳- قانون تداول
اگر خواب يک فرد يک شب طول مي کشد، ويا بيماري يک فرد - بنابه نوع بيماري- از چند روز تا چند سال طول مي کشد، خواب يا بيماري يک ملت يا تمدن ممکن است يک قرن يا بيشترطول بکشد، يا مثلا فاصله بيداري انسان از خواب، از زمانيکه از رختخواب بلند مي شود، تا وقتي که به حالت طبيعي برسد، ممکن است بين يک ربع تا نيم ساعت طول بکشد، ولي همين عمل بيدار شدن وبه حالت طبيعي رسيدن براي يک ملت يا تمدن، ممکن است سال ها بطول بيا نجامد.
خوشبختانه امت اسلامي مدت هاست که مرحله بيماري و خواب را پشت سرگذشته است، وبه تعبير بسياري از جامعه شناسان وصاحبنظران، اکنون در عصر بيداري اسلامي زندگي مي کند.
ولي همين بيداري چه وحشتي را در دل دشمنان ايجاد نموده، وچه لرزه اي را بر جان آن ها انداخته است، که با تمام قوا در صدد خواباندن مجدد اسلام وامت اسلامي اند.البته منظور اين نيست که مادر صدد آنيم که مجد وعظمت خود را بر ويرانه هاي تمدن غرب بنا کنيم، ومنتظر باشيم آن ها به مرحله مرگ برسند، وآنوقت خود را علم کنيم، هرگز!!! در آنصورت ما هنري نکرده ايم، ما در صدد پيشرفت اسلام هستيم، نه با نابودي ديگران، بلکه در کنار ديگران، وبا دعوت ديگران، ما معتقديم که اين دنيا ميدان مسابقه است، وهر کس در اين ميدان جديت وپشتکار بيشتري داشته باشد، برنده خواهد بود.
بعد از آسيب شناسي جزئي امت اسلامي، اکنون نوبت آنست که به شواهدي بپردازيم که دال بر سير صعودي اسلام در عصر حاضر است:
۱- شواهد قرآني:
يکي از ويژگي هاي اسلام که در قرآن کريم زياد بر روي آن تأکيد شده است، بُعد الهي ورباني آن است، واين بدان معناست که حيات وادامه اين دين، وابسته به حيات فرد ويا ملت خاصي نيست، بلکه وابسته به حفظ وحمايت الهي است.
يکي از قوانين الهي حاکم برجهان آن است که مراحل زندگي ملت ها تا حد زيادي به مراحل زندگي افراد شباهت دارد، يعني ملت ها نيز همانند افراد، از مراحل تولد، کودکي، نوجواني، جواني، ميانسالي وپيري عبورمي کنند، ونهايتاً مي ميرند. واين همان قانوني است که در قرآن کريم در آيات متعددي به آن اشاره شده است. خداوند مي فرمايد : براي هر ملت، اجل وزمان معيني است و هنگامي كه اجل آن ها فرا رسد، نه از آن تاخير ميكنند و نه از آن پيشي ميگيرند.
قوانين الهي(ونه طبيعي) با کسي پارتي بازي نمي کند، واستثنايي هم به آن راه ندارد،(مگر درحالات معجزه)، ولي همانطور که گفته شد اولاً: اين دين حيات وبقاي خود را از خداوند مي گيرد ونه از ملت يا فرد خاص، لذا با مرگ وزندگي ملت خاصي تحت تأثير قرار نمي گيرد. ثانياً: امت اسلامي منحصر به ملت ويا قوم خاصي نيست، بلکه تقريبا تمام اقوام ومليتها را در برمي گيرد، اگر ملتي در حمل رسالت کوتاهي کرد، ويا از بين رفت، ملت ديگر جاي اورا پر خواهد کرد، وبقول يکي از انديشمندان بزرگ معاصر:« امت اسلامي دچار غفلت مي شود، چرت ميزند، به خواب مي رود، بيمار مي شود، اما هرگز نمي ميرد.»
خداوند مي فرمايد: اي مردم! اگر او بخواهد، شما را مي برد، و افراد ديگري را (به جاي شما) مي آورد، وخداوند بر اين كار تواناست. [النساء:۱۳۳]
پروردگارت بي نياز ومهربان است; (پس به كسي ستم نميكند) اگر بخواهد، شما را مي برد، وهر كس را بخواهد جانشينان شما ميگرداند; همانطور كه شما را از نسل اقوام ديگري به وجود آورد. [الأنعام: ۱۳۳]
سير تاريخي اسلام نيز اين امر را به اثبات مي رساند، حکمت واراده خداوندي بر اين قرار گرفت که رسالت خاتم از ميان ملت عرب برخيزد، زماني که رسول خدا صلي الله عليه وسلم از دنيا رحلت فرمودند، پرچم اسلام بر زمين گذاشته نشد، بلکه ياران باوفاي آن حضرت اين دين را در مدت کمتر از ۷۰ سال به اقصي نقاط دنيا رساندند، از چين در شرق، وتا اسپانيا در غرب.
۲- شواهد نبوي:
يکي از معجزات رسول اکرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم اخباريست که آن بزرگوار در باره حوادث آينده داده اند، وهمه آن ها يا بوقوع پيوسته، ويا هنوز وقت آن فرا نرسيده است براي مثال به اين حديث توجه کنيد عَدِي بن حاتم مي گويد: در حالي که من در نزد رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نشسته بودم، ناگاه مردي آمد واز فقر وبينوايي شکايت کرد، سپس مرد ديگري آمد واز راهزني شکايت کرد، رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرمود: اي عدي! «حيره را ديده اي؟» گفتم: آنرا نديده ام ولي خبرش به من رسيده است.فرمود:«اگر عمرت طولاني شود، خواهي ديد که زنِ سوار بر هودج(هودج اتاقکي است که بر روي شتر مي گذاشتند وزنان در آن مي نشستند) از حيره تا مکه سفر مي کند، وطواف خانه کعبه مي کند، واز کسي جز خدا هراس ندارد.» در دل با خود گفتم: پس کجايند آن راهزنان وعياران قبيله طيء که شهرها را به آشوب وفساد کشيده .
[صحيح البخاري، کتاب المناقب، باب علامات النبوة في الإسلام،حديث ۳۳۲۸]
منبع: ژينگه-آينده اسلام
