چگونگي ايجاد توسعه و پيشرفت همواره يكي از سئوالهاي اساسي و مهم در ايجاد دگرگوني و تحول تكاملي جوامع بوده است . معمولا وقتي سخن از توسعه و پيشرفت مي شود نوعي پيشرفت و توسعه همه جانبه به ذهن متبادر مي شود. اگر بخواهيم از توسعه و پيشرفت تعريفي داشته باشيم مي توان گفت توسعه و پيشرفت همان افزايش سطح بهره مندي و رفاه ارتقا امنيت آزادي گسترش ارتباطات اجتماعي و امكان تحرك اجتماعي عمودي و افقي معطوف به ارزشهاي جامعه كه در سايه پيشرفت علمي و تكنولوژيك دگرگوني تكاملي در نظام بهداشت و درمان . آموزش و ساماندهي و مهندسي اقتصادي صنعتي و سياسي و فرهنگي بوجود مي آيد.
بنابراين براي رسيدن به افقهاي مطلوب زندگي كه همان زندگي توسعه يافته و همراه با پيشرفت است به نحو شايسته اي به مهندسي و مديريت آن نيازمنديم و بايد مدلي متناسب با ارزشهاي ديني و ملي طراحي و تدوين گردد.
از آنجايي كه هدف از اين نگارش تبيين ديدگاهها و تدابير رهبر معظم انقلاب اسلامي است ابتدا معيارهاي پيشرفت يا شاخصه هاي يك جامعه توسعه يافته را بيان نموده و سپس به سياست هاي توسعه از ديدگاه ايشان مي پردازيم .
الف ـ شاخصه هاي جامعه توسعه يافته
رهبر معظم انقلاب اسلامي در تبيين شاخصه هاي جامعه توسعه يافته مي فرمايند :
« معيارهاي پيشرفت عبارتند از :
1 ـ فرا صنعتي شدن
2 ـ خودكفايي در نيازهاي اساسي
3 ـ افزايش بهره وري
4 ـ ارتقاي سطح سواد
5 ـ ارتقاي خدمات رساني به شهروندان
6 ـ افزايش اميد به زندگي
7 ـ رشد ارتباطات
8 ـ مبتني شدن روند تحول بر عناصر اصلي هويت ملي و آرمانهاي اساسي » (1 )
مطابق نظريه حضرت آيت الله خامنه اي شاخصه هاي پيشرفت در جامعه عبارتند از :
1 ـ فرا صنعتي شدن : جامعه پيشرفته و توسعه يافته از نظر ايشان جامعه اي است كه از مرحله صنعتي اوليه و كارخانه هاي دودكشي پا را فراتر گذاشته و به مرحله اي بالاتر يعني ورود به عرصه تكنولوژي هاي سطح بالا شده است .
تكنولوژي هايي مثل نانو تكنولوژي تكنولوژي هسته اي تكنولوژي هاي مربوط به فناوري اطلاعات و هوا فضا و خلاصه هرگونه تكنولوژي كه تعلقي به صنايع پايين دستي مثل كارخانه هاي دودكشي نداشته باشد.
2 ـ خودكفايي در نيازهاي اساسي : جامعه پيشرفته جامعه اي است كه در نيازهاي اساسي به خودكفايي رسيده باشد . خودكفايي در نيازهاي اساسي ضريب امنيت ملي را افزايش داده و نوعي احساس آرامش روحي و رواني را براي مردم به ارمغان مي آورد. و باعث نوعي نشاط و اميدواري مي گردد. البته اگر سرمايه ساختار نيروي انساني امكان تبادل كالا صادرات و عوامل ديگر وجود داشته باشد هر چه بر حوزه و دامنه خودكفايي افزوده شود زمينه رونق اقتصادي و امنيت بيشتر را فراهم مي آورد. به هر حال در مدل فكري رهبري انقلاب اسلامي توسعه بدون ساماندهي و تحقق خودكفايي در نيازهاي اساسي توسعه اي غيرمدبرانه و آسيب پذير خواهد بود. نيازمندي كالاهاي اساسي دست دشمنان را در اعمال فشار براي ايجاد نابساماني در توسعه كشور باز مي گذارد.
3 ـ افزايش بهره وري : بهره وري از تلفيق اثربخشي و كارآمدي حاصل مي آيد . اقدام بهره وري اقدامي است كه ما را به هدف برساند (اثربخشي داشته باشد) و رساندن به هدف با كمترين هزينه به انجام رسد. (كارآيي )
بنابراين وقتي سخن از بهره وري به ميان مي آيد منظور اين است كه كارها را طوري تنظيم كنيم كه با كمترين هزينه بهترين روش و كوتاهترين مسير ما را به هدف برساند. شاخص بهره وري شاخص مهمي است كه رهبري انقلاب اسلامي آنرا به عنوان يكي از معيارهاي جامعه توسعه يافته درنظر گرفته اند.
4 ـ ارتقاي سطح سواد : وضعيت علمي و مهارتي نيروي انساني مهمترين شاخصه جامعه توسعه يافته است . مهمترين سرمايه هر جامعه نيروي انساني است براي تحقق توسعه پويا و مستمر آموزش ركن اساسي است البته آموزشهاي هدفمند و كاربردي كه بتواند بستر لازم براي توسعه را فراهم آورد. بنابراين اگر بخواهيم جامعه پيشرفته اي داشته باشيم بايد سطح سواد جامعه را افزايش دهيم .
5 ـ ارتقاي خدمات رساني به شهروندان : جامعه اي توسعه يافته خواهد بود كه سطح خدمات رساني به شهروندان در سطح مطلوبي باشد. هدف حكومت در اسلام خدمت رساني به مردم است . بنابراين جامعه پيشرفته اسلامي جامعه اي است كه سطح اين خدمات ارائه شده از يك حد استاندارد و مطلوبيتي برخوردار باشد. چگونگي خدمات حمل و نقل خدمات امنيتي و قضايي خدمات آموزشي درماني ورزشي فرهنگي و انطباق اين خدمات با معيارهاي استاندارد ابزار ديگري براي سنجش جامعه پيشرفته است . براي تحقق توسعه موردنظر بايد ابعاد گوناگون خدمات رساني به شهروندان با ساماندهي و مديريت كارآمدي مناسب به سطح استانداردهاي موردنظر برسد.
6 ـ افزايش اميد به زندگي : جامعه پيشرفته موردنظر رهبر انقلاب اسلامي جامعه اي است كه به سبب توسعه در ابعاد مختلف از قبيل وضعيت معيشت تغذيه بهداشت و درمان اشتغال و دستيابي به سطوح بالاي رفاه مادي و معنوي اميد به زندگي بيشتر شده و متوسط طول عمر مفيد افزايش مي يابد.
7 ـ رشد ارتباطات : ارتباطات بستر تحقق توسعه و پيشرفت است . با سهولت ارتباطات چه ارتباطات مخابراتي و چه ارتباطات جاده اي ريلي و هوايي زمينه تحرك اقتصادي را فراهم مي آورد. توسعه ارتباطات توسعه تبادل اقتصادي را ميسر مي كند. بنابراين بدون گسترش ارتباطات امكان توسعه و پيشرفت وجود ندارد و به همين دليل است كه رهبر انقلاب اسلامي رشد ارتباطات را يكي از شاخصه هاي اصلي توسعه مي دانند.
8 ـ مبتني شدن روند تحول بر عناصر اصلي هويت ملي و آرمانهاي اساسي : ساماندهي تحول و توسعه بايد بر مبناي ارزشها و نگرشهاي فكري و اصول اعتقادي استوار باشد والا هرگونه مدل سازي توسعه مبتني بر ارزشهاي صرف غربي نمي تواند ثمربخش باشد.
ب ـ سياست هاي توسعه و پيشرفت
پس از آنكه شاخص هاي يك جامعه پيشرفته و توسعه يافته مشخص شد و ابعاد مدل آرماني توسعه از ديدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامي معين گرديد نوبت به سياست هاي توسعه و پيشرفت مي رسد. يعني در رسيدن به هدف موردنظر چه سياست هايي بايد مدنظر قرار گيرد تا توسعه و پيشرفتي كه مطلوب است محقق شود.
حضرت آيت الله خامنه اي ابعاد تحول و پيشرفت يا سياست هاي آن را به شرح ذيل بيان مي دارند :
« ابعاد تحول و پيشرفت در نگاه ويژه نظام اسلامي عبارتند از :
1 ـ افزايش ثروت ملي 2 ـ عدالت طلبي 3 ـ اقتدار علمي 4 ـ رشد اخلاق و معنويت و عواطف انساني 5 ـ عزت ملي 6 ـ مبارزه با فقر و فساد و بيكاري و تبعيض 7 ـ مقابله به جهل و بي قانوني 8 ـ ارتقا علمي مديريت ها 9 ـ انضباط اجتماعي 10 ـ افزايش احساس مسئوليت اجتماعي 11 ـ استقلال فرهنگي (2 )
اجراي هر مدل توسعه بايد مبتني بر سياست هاي خاصي باشد يعني اجراي مدل توسعه در چارچوب ارزشهاي تعيين شده و با كمك آنها به مرحله اجرا درآيد. بطور مثال توسعه اي را دنبال مي كنيم كه مبتني بر عدالت باشد يعني توسعه طوري طراحي شود كه نتيجه قهري اجرايي شدن آن تحقق عدالت باشد.
مقام معظم رهبري يازده سياست و چارچوب را براي توسعه قائلند كه به شرح آنها مي پردازيم :
1 ـ افزايش ثروت ملي : مدل توسعه موردنظر بايد منجر به افزايش ثروت ملي شود . يعني در صورت اجراي آن مدل برآيند ثروت عمومي كشور و ثروت آحاد مردم افزايش يابد. به عبارتي توسعه بايد طوري طراحي شود كه مردم در سايه اجراي آن از وضعيت پايين دستي ثروت به وضعيت بالادستي ثروت منتقل شوند بطوري كه علاوه بر تامين نيازهاي مصرفي منجر به ذخيره سازي ثروت نيز بشود. بديهي است كه افزايش ثروت ملي در سايه افزايش توليد ملي صورت خواهد گرفت . بنابراين توسعه بايد توليد محور باشد تا بتوان به ثروت ملي افزود توليد بهره مندي اقتصادي افراد را بيشتر كند. توسعه اگر منجر به ثروت اندوزي بخش خاصي از جامعه شود توسعه متوازن و عادلانه نيست توسعه بايد بر ثروت آحاد مردم بيفزايد.
2 ـ عدالت طلبي : عدالت مايه قوام و پايداري جامعه و از عوامل مهم رشد و توسعه است .
توسعه مطلوب توسعه منجر به پايداري جامعه است . اگر توسعه منجر به شكاف عميق اقتصادي و فرهنگي و سياسي شود اين توسعه براي جامعه خطرساز است و پايداري جامعه را متزلزل مي كند. لذا رهبري معظم انقلاب مدل توسعه اي را طلب مي كند كه مبتني بر عدالت بوده و نتيجه آن اجراي عدالت و در نتيجه پايداري و قوام جامعه باشد.
مقام معظم رهبري يازده سياست و چارچوب را براي توسعه قائلند كه به شرح آنها مي پردازيم :
3 ـ اقتدار ملي : توسعه بدون علم تحقق نمي يابد اگر توسعه را ساماندهي تعالي بخش و دستيابي به پيشرفت در حوزه هاي مختلف اقتصادي صنعتي فناوري سياسي فرهنگي و اجتماعي بدانيم اين امر بدون داشتن سطح علمي موردنياز و دانش مربوطه ميسر نيست . گرچه براي توسعه محتاج علم و دانشيم اما توسعه اي بايد طراحي شود كه نتيجه پياده شدن آن رسيدن به مرز اقتدار علمي است . اقتدار علمي يعني به دست آوردن قله هاي علم و دانش و سطحي از قدرت علمي است كه به وسيله آن بتوانيم مسيرهاي بعدي توسعه را به راحتي طي نماييم . بنابراين بايد توسعه به نوعي منجر به اقتدار علمي شود و اقتدار علمي بر ابعاد توسعه بيفزايد و اين تاثير و تاثر متقابل در يك روند تكاملي ادامه داشته باشد.
4 ـ رشد اخلاق و معنويت و عواطف انساني : در مدل حكومت اسلامي تزكيه و رشد اخلاقي و معنوي افراد جز اهداف بالادستي حكومت قرار دارد يعني همه فعاليت ها در نهايت براي رسيدن به جامعه اي است كه افراد آن از نوعي تهذيب نفس و معنويت برخوردار باشند. هرگونه طراحي مدل توسعه بدون توجه به اين سياست جايگاهي در نظام جمهوري اسلامي ندارد و اگر آباداني همه جانبه كشور منجر به رشد معنويت و اخلاق نشود ارزشمند نخواهد بود. بنابراين در نگاه حضرت آيت الله خامنه اي مدل توسعه اي مطلوب است كه منجر به رشد اخلاقي و معنوي افراد جامعه باشد.
5 ـ عزت ملي : عزت ملي نوعي احساس غرور همگاني ملتي است كه بواسطه داشتن فضيلتها احساس برتري نموده و احساس مي كند در مقابل بيگانگان حرفي براي گفتن داشته و احساس ذلت و خواري نمي نمايد رهبر معظم انقلاب اسلامي توسعه اي را مطلوب مي دانند كه منجر به چنين احساسي شود. نبايد براي بدست آوردن توسعه اقتصادي هر شرايطي را بپذيريم و عزت ملي را زيرپا گذاريم .
6 ـ مبارزه با فقر فساد بيكاري و تبعيض : بيكاري منجر به فقر و فقر عموما منجر به فساد مي شود . البته تنها عامل فساد فقر نيست بلكه يكي از عوامل آن است . بيكاري محصول عدم توسعه و يا توسعه نامتوازن است . رهبر معظم انقلاب اسلامي معتقدند بايد توسعه اي طراحي شود كه نتيجه آن گسترش اشتغال بدون تبعيض باشد. اگر اشتغال در سايه توسعه بدون تبعيض گسترش يافت فقر از جامعه ريشه كن و بخش زيادي از فساد نيز مهار مي شود بنابراين توسعه اي مطلوب رهبري نظام است كه بتواند با رفع بيكاري با فقر و فساد و تبعيض مقابله كند.
7 ـ مقابله با جهل و بي قانوني : جهل و بي قانوني جامعه را از مسير درست باز مي دارد . هزينه ها را افزايش داده انرژي ها را معطل مي كند حق و حقوق را ضايع و بي عدالتي و تبعيض را به ارمغان مي آورد.
در مدل توسعه كشور بايد طراحي به گونه اي باشد كه حاصل اجراي آن رفع جهل و جلوگيري از بي قانوني و حاكميت قانون در كشور شود.
8 ـ ارتقا علمي مديريت ها : مديران مهره هاي اصلي اداره جامعه و مجريان قانون عوامل مهم توسعه و پيشرفتند . هم مديران بايد در خدمت توسعه باشند و هم توسعه بايد منجر به ارتقا علمي مديريتها شود. به نظر رهبري انقلاب توسعه اي مطلوب است كه در آن راههاي ارتقا علمي مديران پيش بيني شده و با اجراي آن مديران به اين قابليت دست يايند.
9 ـ انضباط اجتماعي : انضباط اجتماعي يعني همه آحاد نهادها و سازمانها و تشكيلات حكومتي به ايفاي درست نقش هاي خويش بپردازند. انضباط اجتماعي حاصل عملكرد درست نقش هاي تعريف شده براي اجزا جامعه است . توسعه اي مطلوب است كه به تحقق همه جانبه انضباط اجتماعي كمك كند و جامعه اي بوجود آورد كه نقش ها بدرستي ايفا شوند.
10 ـ افزايش احساس مسئوليت اجتماعي : احساس مسئوليت اجتماعي نوعي تعهد آحاد مردم با هر نقش و كار ويژه شخصي و اجتماعي است كه آنان را وادار مي كند به مسئوليت هاي خود عمل كنند. تحقق چنين امري در سايه كار فرهنگي حاصل مي آيد و از مقوله فرهنگ عمومي است . رهبري نظام اسلامي توسعه اي را مطلوب مي دانند كه به افزايش احساس مسئوليت اجتماعي منجر شود.
11 ـ استقلال فرهنگي : فرهنگ هر جامعه زيربنا و هدايت كننده مسير زندگي افراد است . فرهنگ نقشي اساسي و موثر در حوزه هاي مختلف اقتصاد و سياست دارد و لذا حفظ فرهنگ از هرگونه انحراف در پيشرفت هر جامعه اي داراي اهميت حياتي است . طراحي مدل توسعه بايد مبتني بر آموزه هاي فرهنگي باشد. و توسعه بايد منجر به استقلال فرهنگي شود. توسعه اي كه استقلال فرهنگ كشور را در معرض خطر قرار دهد توسعه اي مطلوب نخواهد بود.
پاورقي :
نويسنده: علي قدمگاهي
1 و 2 ـ روزنامه جمهوري اسلامي 20/8/85
بسياري از ما وقتي به اوضاع واحوال کنوني مسلمانان نگاه مي کنيم، بخاطر اوضاع اسفباري که مسلمانان در گوشه وکنار جهان از آن رنج مي برند، دچار يأس و نا اميدي مي شويم، ودر نهايت نتيجه گيري مي کنيم که مسلمانان در سراشيبي سقوط قرار گرفته، وسير قهقرايي را طي مي کنند، وتا روز قيامت به همين منوال خواهند ماند.اين همان چيزي است که گهگاهي عملا از گوشه وکنار مي شنويم، چه از طرف افراد دينداري که دلشان به حال اسلام ومسلمانان مي سوزد، واز راه دلسوزي چنين مي گويند، وچه از طرف کساني که شيفته زرق وبرق تمدن غرب هستند، و رهايي ما مسلمانان از اين اوضاع اسف بار را، در دنباله روي بي چون چرا وکورکورانه از تمدن غرب مي دانند.شايد علت چنين پنداري اين باشد که وقتي آن ها به اوضاع واحوال مسلمانان نگاه مي کنند، وپديده هايي همچون فقر، بيسوادي، عقب ماندگي، عدم پايبندي بخش بزرگي از مسلمانان به اسلام، وعدم برخورداري از حکومت اسلامي مرکزي ومستقل در تصميم گيري وغيره را مشاهده مي کنند، دچار چنين ذهنيت منفي از اسلام وکل امت اسلامي مي گردند.اتفاقاً اگر با نگاهي سطحي وايده آل گرا به امت اسلامي نگاه کنيم، شايد حق با اينگونه افراد باشد. ولي اگر قدري دقيق تر نگاه کنيم، واوضاع امت اسلامي را در طول تاريخ کنکاش نماييم، وشرايطي که در طول تاريح بر اين امت گذشته است، مد نظر قرار دهيم، به نادرستي اين نگرش وهمچنين به خطر شيوع آن در بين مسلمانان پي خواهيم برد.
برخي از عوامل ضعف وعقب ماندگي مسلمانان:
1-فقدان محوريت ومرکزيت
۲- غياب دو عامل جهاد واجتهاد
۳- قانون تداول
اگر خواب يک فرد يک شب طول مي کشد، ويا بيماري يک فرد - بنابه نوع بيماري- از چند روز تا چند سال طول مي کشد، خواب يا بيماري يک ملت يا تمدن ممکن است يک قرن يا بيشترطول بکشد، يا مثلا فاصله بيداري انسان از خواب، از زمانيکه از رختخواب بلند مي شود، تا وقتي که به حالت طبيعي برسد، ممکن است بين يک ربع تا نيم ساعت طول بکشد، ولي همين عمل بيدار شدن وبه حالت طبيعي رسيدن براي يک ملت يا تمدن، ممکن است سال ها بطول بيا نجامد.
خوشبختانه امت اسلامي مدت هاست که مرحله بيماري و خواب را پشت سرگذشته است، وبه تعبير بسياري از جامعه شناسان وصاحبنظران، اکنون در عصر بيداري اسلامي زندگي مي کند.
ولي همين بيداري چه وحشتي را در دل دشمنان ايجاد نموده، وچه لرزه اي را بر جان آن ها انداخته است، که با تمام قوا در صدد خواباندن مجدد اسلام وامت اسلامي اند.البته منظور اين نيست که مادر صدد آنيم که مجد وعظمت خود را بر ويرانه هاي تمدن غرب بنا کنيم، ومنتظر باشيم آن ها به مرحله مرگ برسند، وآنوقت خود را علم کنيم، هرگز!!! در آنصورت ما هنري نکرده ايم، ما در صدد پيشرفت اسلام هستيم، نه با نابودي ديگران، بلکه در کنار ديگران، وبا دعوت ديگران، ما معتقديم که اين دنيا ميدان مسابقه است، وهر کس در اين ميدان جديت وپشتکار بيشتري داشته باشد، برنده خواهد بود.
بعد از آسيب شناسي جزئي امت اسلامي، اکنون نوبت آنست که به شواهدي بپردازيم که دال بر سير صعودي اسلام در عصر حاضر است:
۱- شواهد قرآني:
يکي از ويژگي هاي اسلام که در قرآن کريم زياد بر روي آن تأکيد شده است، بُعد الهي ورباني آن است، واين بدان معناست که حيات وادامه اين دين، وابسته به حيات فرد ويا ملت خاصي نيست، بلکه وابسته به حفظ وحمايت الهي است.
يکي از قوانين الهي حاکم برجهان آن است که مراحل زندگي ملت ها تا حد زيادي به مراحل زندگي افراد شباهت دارد، يعني ملت ها نيز همانند افراد، از مراحل تولد، کودکي، نوجواني، جواني، ميانسالي وپيري عبورمي کنند، ونهايتاً مي ميرند. واين همان قانوني است که در قرآن کريم در آيات متعددي به آن اشاره شده است. خداوند مي فرمايد : براي هر ملت، اجل وزمان معيني است و هنگامي كه اجل آن ها فرا رسد، نه از آن تاخير ميكنند و نه از آن پيشي ميگيرند.
قوانين الهي(ونه طبيعي) با کسي پارتي بازي نمي کند، واستثنايي هم به آن راه ندارد،(مگر درحالات معجزه)، ولي همانطور که گفته شد اولاً: اين دين حيات وبقاي خود را از خداوند مي گيرد ونه از ملت يا فرد خاص، لذا با مرگ وزندگي ملت خاصي تحت تأثير قرار نمي گيرد. ثانياً: امت اسلامي منحصر به ملت ويا قوم خاصي نيست، بلکه تقريبا تمام اقوام ومليتها را در برمي گيرد، اگر ملتي در حمل رسالت کوتاهي کرد، ويا از بين رفت، ملت ديگر جاي اورا پر خواهد کرد، وبقول يکي از انديشمندان بزرگ معاصر:« امت اسلامي دچار غفلت مي شود، چرت ميزند، به خواب مي رود، بيمار مي شود، اما هرگز نمي ميرد.»
خداوند مي فرمايد: اي مردم! اگر او بخواهد، شما را مي برد، و افراد ديگري را (به جاي شما) مي آورد، وخداوند بر اين كار تواناست. [النساء:۱۳۳]
پروردگارت بي نياز ومهربان است; (پس به كسي ستم نميكند) اگر بخواهد، شما را مي برد، وهر كس را بخواهد جانشينان شما ميگرداند; همانطور كه شما را از نسل اقوام ديگري به وجود آورد. [الأنعام: ۱۳۳]
سير تاريخي اسلام نيز اين امر را به اثبات مي رساند، حکمت واراده خداوندي بر اين قرار گرفت که رسالت خاتم از ميان ملت عرب برخيزد، زماني که رسول خدا صلي الله عليه وسلم از دنيا رحلت فرمودند، پرچم اسلام بر زمين گذاشته نشد، بلکه ياران باوفاي آن حضرت اين دين را در مدت کمتر از ۷۰ سال به اقصي نقاط دنيا رساندند، از چين در شرق، وتا اسپانيا در غرب.
۲- شواهد نبوي:
يکي از معجزات رسول اکرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم اخباريست که آن بزرگوار در باره حوادث آينده داده اند، وهمه آن ها يا بوقوع پيوسته، ويا هنوز وقت آن فرا نرسيده است براي مثال به اين حديث توجه کنيد عَدِي بن حاتم مي گويد: در حالي که من در نزد رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نشسته بودم، ناگاه مردي آمد واز فقر وبينوايي شکايت کرد، سپس مرد ديگري آمد واز راهزني شکايت کرد، رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرمود: اي عدي! «حيره را ديده اي؟» گفتم: آنرا نديده ام ولي خبرش به من رسيده است.فرمود:«اگر عمرت طولاني شود، خواهي ديد که زنِ سوار بر هودج(هودج اتاقکي است که بر روي شتر مي گذاشتند وزنان در آن مي نشستند) از حيره تا مکه سفر مي کند، وطواف خانه کعبه مي کند، واز کسي جز خدا هراس ندارد.» در دل با خود گفتم: پس کجايند آن راهزنان وعياران قبيله طيء که شهرها را به آشوب وفساد کشيده .
[صحيح البخاري، کتاب المناقب، باب علامات النبوة في الإسلام،حديث ۳۳۲۸]
منبع: ژينگه-آينده اسلام
بسياري از ما وقتي به اوضاع واحوال کنوني مسلمانان نگاه مي کنيم، بخاطر اوضاع اسفباري که مسلمانان در گوشه وکنار جهان از آن رنج مي برند، دچار يأس و نا اميدي مي شويم، ودر نهايت نتيجه گيري مي کنيم که مسلمانان در سراشيبي سقوط قرار گرفته، وسير قهقرايي را طي مي کنند، وتا روز قيامت به همين منوال خواهند ماند.اين همان چيزي است که گهگاهي عملا از گوشه وکنار مي شنويم، چه از طرف افراد دينداري که دلشان به حال اسلام ومسلمانان مي سوزد، واز راه دلسوزي چنين مي گويند، وچه از طرف کساني که شيفته زرق وبرق تمدن غرب هستند، و رهايي ما مسلمانان از اين اوضاع اسف بار را، در دنباله روي بي چون چرا وکورکورانه از تمدن غرب مي دانند.شايد علت چنين پنداري اين باشد که وقتي آن ها به اوضاع واحوال مسلمانان نگاه مي کنند، وپديده هايي همچون فقر، بيسوادي، عقب ماندگي، عدم پايبندي بخش بزرگي از مسلمانان به اسلام، وعدم برخورداري از حکومت اسلامي مرکزي ومستقل در تصميم گيري وغيره را مشاهده مي کنند، دچار چنين ذهنيت منفي از اسلام وکل امت اسلامي مي گردند.اتفاقاً اگر با نگاهي سطحي وايده آل گرا به امت اسلامي نگاه کنيم، شايد حق با اينگونه افراد باشد. ولي اگر قدري دقيق تر نگاه کنيم، واوضاع امت اسلامي را در طول تاريخ کنکاش نماييم، وشرايطي که در طول تاريح بر اين امت گذشته است، مد نظر قرار دهيم، به نادرستي اين نگرش وهمچنين به خطر شيوع آن در بين مسلمانان پي خواهيم برد.
برخي از عوامل ضعف وعقب ماندگي مسلمانان:
1-فقدان محوريت ومرکزيت
۲- غياب دو عامل جهاد واجتهاد
۳- قانون تداول
اگر خواب يک فرد يک شب طول مي کشد، ويا بيماري يک فرد - بنابه نوع بيماري- از چند روز تا چند سال طول مي کشد، خواب يا بيماري يک ملت يا تمدن ممکن است يک قرن يا بيشترطول بکشد، يا مثلا فاصله بيداري انسان از خواب، از زمانيکه از رختخواب بلند مي شود، تا وقتي که به حالت طبيعي برسد، ممکن است بين يک ربع تا نيم ساعت طول بکشد، ولي همين عمل بيدار شدن وبه حالت طبيعي رسيدن براي يک ملت يا تمدن، ممکن است سال ها بطول بيا نجامد.
خوشبختانه امت اسلامي مدت هاست که مرحله بيماري و خواب را پشت سرگذشته است، وبه تعبير بسياري از جامعه شناسان وصاحبنظران، اکنون در عصر بيداري اسلامي زندگي مي کند.
ولي همين بيداري چه وحشتي را در دل دشمنان ايجاد نموده، وچه لرزه اي را بر جان آن ها انداخته است، که با تمام قوا در صدد خواباندن مجدد اسلام وامت اسلامي اند.البته منظور اين نيست که مادر صدد آنيم که مجد وعظمت خود را بر ويرانه هاي تمدن غرب بنا کنيم، ومنتظر باشيم آن ها به مرحله مرگ برسند، وآنوقت خود را علم کنيم، هرگز!!! در آنصورت ما هنري نکرده ايم، ما در صدد پيشرفت اسلام هستيم، نه با نابودي ديگران، بلکه در کنار ديگران، وبا دعوت ديگران، ما معتقديم که اين دنيا ميدان مسابقه است، وهر کس در اين ميدان جديت وپشتکار بيشتري داشته باشد، برنده خواهد بود.
بعد از آسيب شناسي جزئي امت اسلامي، اکنون نوبت آنست که به شواهدي بپردازيم که دال بر سير صعودي اسلام در عصر حاضر است:
۱- شواهد قرآني:
يکي از ويژگي هاي اسلام که در قرآن کريم زياد بر روي آن تأکيد شده است، بُعد الهي ورباني آن است، واين بدان معناست که حيات وادامه اين دين، وابسته به حيات فرد ويا ملت خاصي نيست، بلکه وابسته به حفظ وحمايت الهي است.
يکي از قوانين الهي حاکم برجهان آن است که مراحل زندگي ملت ها تا حد زيادي به مراحل زندگي افراد شباهت دارد، يعني ملت ها نيز همانند افراد، از مراحل تولد، کودکي، نوجواني، جواني، ميانسالي وپيري عبورمي کنند، ونهايتاً مي ميرند. واين همان قانوني است که در قرآن کريم در آيات متعددي به آن اشاره شده است. خداوند مي فرمايد : براي هر ملت، اجل وزمان معيني است و هنگامي كه اجل آن ها فرا رسد، نه از آن تاخير ميكنند و نه از آن پيشي ميگيرند.
قوانين الهي(ونه طبيعي) با کسي پارتي بازي نمي کند، واستثنايي هم به آن راه ندارد،(مگر درحالات معجزه)، ولي همانطور که گفته شد اولاً: اين دين حيات وبقاي خود را از خداوند مي گيرد ونه از ملت يا فرد خاص، لذا با مرگ وزندگي ملت خاصي تحت تأثير قرار نمي گيرد. ثانياً: امت اسلامي منحصر به ملت ويا قوم خاصي نيست، بلکه تقريبا تمام اقوام ومليتها را در برمي گيرد، اگر ملتي در حمل رسالت کوتاهي کرد، ويا از بين رفت، ملت ديگر جاي اورا پر خواهد کرد، وبقول يکي از انديشمندان بزرگ معاصر:« امت اسلامي دچار غفلت مي شود، چرت ميزند، به خواب مي رود، بيمار مي شود، اما هرگز نمي ميرد.»
خداوند مي فرمايد: اي مردم! اگر او بخواهد، شما را مي برد، و افراد ديگري را (به جاي شما) مي آورد، وخداوند بر اين كار تواناست. [النساء:۱۳۳]
پروردگارت بي نياز ومهربان است; (پس به كسي ستم نميكند) اگر بخواهد، شما را مي برد، وهر كس را بخواهد جانشينان شما ميگرداند; همانطور كه شما را از نسل اقوام ديگري به وجود آورد. [الأنعام: ۱۳۳]
سير تاريخي اسلام نيز اين امر را به اثبات مي رساند، حکمت واراده خداوندي بر اين قرار گرفت که رسالت خاتم از ميان ملت عرب برخيزد، زماني که رسول خدا صلي الله عليه وسلم از دنيا رحلت فرمودند، پرچم اسلام بر زمين گذاشته نشد، بلکه ياران باوفاي آن حضرت اين دين را در مدت کمتر از ۷۰ سال به اقصي نقاط دنيا رساندند، از چين در شرق، وتا اسپانيا در غرب.
۲- شواهد نبوي:
يکي از معجزات رسول اکرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم اخباريست که آن بزرگوار در باره حوادث آينده داده اند، وهمه آن ها يا بوقوع پيوسته، ويا هنوز وقت آن فرا نرسيده است براي مثال به اين حديث توجه کنيد عَدِي بن حاتم مي گويد: در حالي که من در نزد رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نشسته بودم، ناگاه مردي آمد واز فقر وبينوايي شکايت کرد، سپس مرد ديگري آمد واز راهزني شکايت کرد، رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرمود: اي عدي! «حيره را ديده اي؟» گفتم: آنرا نديده ام ولي خبرش به من رسيده است.فرمود:«اگر عمرت طولاني شود، خواهي ديد که زنِ سوار بر هودج(هودج اتاقکي است که بر روي شتر مي گذاشتند وزنان در آن مي نشستند) از حيره تا مکه سفر مي کند، وطواف خانه کعبه مي کند، واز کسي جز خدا هراس ندارد.» در دل با خود گفتم: پس کجايند آن راهزنان وعياران قبيله طيء که شهرها را به آشوب وفساد کشيده .
[صحيح البخاري، کتاب المناقب، باب علامات النبوة في الإسلام،حديث ۳۳۲۸]
منبع: ژينگه-آينده اسلام
اتحاد ملی مهم ترین زمینه پیشرفت و توسعه علمی فناوری کشور است. اتحاد ملی باعث بسیج تمامی نیروها و امکانات برای دستیابی به اهداف می شود و تجربه حاکی از موفقیت چنین حرکت هایی است. اتحاد ملی همچنین ایجاد کننده اعتماد به مسئولان و ثبات سیاسی مورد نیاز برای پیشرفت است. یکی از دلایل اصلی شکست حرکت های پیشین در تاریخ معاصر برای دستیابی به رشد و توسعه ایجاد تفرقه های شدید در سطوح مختلف این حرکتها بوده است. تجربه ژاپن نیز به ما می آموزد که اتحادی که در دوره انقلاب میجی در ژاپن بین نیروهای مختلف تأثیر گذار در دهه 60 قرن 19 پدید آمد نقشی عمده در توسعه و پیشرفت این کشور داشته است. بدلیل اهمیت نقش اتحاد ملی در توسعه و پیشرفت است که امروزه دشمنان ملت ایران تلاش های بسیار گسترده و دامنه داری ازکشور داشته است. بدلیل اهمیت نقش اتحاد ملی در توسعه و پیشرفت است که امروزه دشمنان ملت ایران تلاش های بسیار گسترده و دامنه داری از
